دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

305

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

است ؛ چون شافعىگرى از ديدگاه ديگر نسبت به مذاهب غير ، كارآيى جذب ديدگاههاى مختلف ايدئولوژيك را دارا بود و همين مسأله در جاى خود راه را براى تركيب و تلفيق كامل هموار مىساخت « 1 » . براى اثبات بخشى ازاين فرضيات بهتر است از موردى صحبت كنيم كه نور الله شوشترى در مجالس المؤمنين خود « 2 » درباره كاشان آورده ؛ شهرى كه بيش از هر شهر ديگر وابسته به مذهب شيعه بود ( آماده‌سازى اسب سفيد يراق كرده براى مهدى و « عيد عمركشان » و غيره « 3 » ) . به غير از اينها ، كاشان شهرى بود كه وقتى شاه اسماعيل دستور طعن و لعن سه خليفه اول را در ملأعام صادر كرد و « اكثر اهالى سنى عراق راه تبعيد را در پيش گرفتند » ، در كاشان « ديگر نشانى از قاضى و يا مفتى سنى باقى نماند . » مردم كاشان به مدت دو سال وقتى مىخواستند « مسائل شرعى خود را حل‌وفصل كنند » به اجبار به مولانا شمس الدين محمد الخفرى رجوع مىكردند ؛ « ولى وى در مسائل فقهى متخصص نبود و در ميان كتابهاى شيعى خود متن رسا و كارآمدى نداشت . » هنگامىكه مولانا فتوايى صادر مىكرد ، جانب احتياط را نگه مىداشت و پا از مسائل عمومى فراتر نمىگذاشت ( روشى كه بخصوص در مذهب شافعى معمول بود ) . وقتى يكى از فقهاى شيعى وارد كاشان شد و فتاوى مولانا را مورد بررسى قرار داد ، همه آنها را تصديق و تأييد كرد چون همه آنها بر پايه اصل « حسن و قبح عقلى » صادر شده بود كه دقيقا حكم اساسى مذهب امامى بود . اگر ما اين شاهد ارزشمند را با اين امر كه كاشان براى مدت كوتاهى ملجاء و پناهگاه دشمن سرسخت صفويان - فضل الله بن روزبهان خنجى - مورخ سنى ( ولى شافعى ) بود ( روزبهان همچنين چكامه زيبايى در مدح دوازده امام دارد ) « 4 » مورد مقايسه قرار دهيم سرنخى براى حل پيچيدگى اوضاع به دست مىآيد . ازاين مسأله مىتوان نتايج ديگر و بهرهء بيشترى نيز گرفت ، چون پديدارى يك چنين وضعى در يكى از مراكز عمده تشيع ايران - جايىكه يكى از فقهاى ذاتا سنى آن به تمجيد و تحسين از دوازده امام شيعيان شعر سروده - مىتواند براى رفع بعضى از ابهامات شخصيت شيخ صفى الدين در پيوند با وضع مذهبى زيستگاه او در تاريخ مذهبى اردبيل و همبستگى بىچون‌وچراى او به اهل سنت به كار آيد .

--> ( 1 ) - شيعيان معمولا براين واقعيت اصرار مىورزند كه مذهب شافعى در خصوص تبيين بعضى از قياسهاى غيرقابل انكار به مذهب جعفرى متوسل مىشود . ولى اين امر براى ما اهميت كمترى دارد بلكه آنچه مهم است مسأله پيدا كردن تبيين قابل انعطافى براى انتقال ملايم از يك نظام فكرى به نظام فكرى ديگر در اعمال روزانه استصحاب است كه از ويژگيهاى هردو مذهب بود . ( 2 ) - نور إله شوشترى ، مجالس المؤمنين ( تهران ، 1268 / 1852 ) ، برگ r 170 . ( 3 ) - همان منبع ، برگ 18 . ( 4 ) - محمد امين خنجى ، « فضل الله بن روزبهان خنجى » ، FIZ ، جلد 4 ( 1335 ش . ) ، ص ص 9 - 178 .